تبلیغات
هسته ی علمی علوم سیاسی - تاسیس مدرسه علوم سیاسی
هسته ی علمی علوم سیاسی
وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور بیرجند
وبلاگی که پیش رو دارید، وبلاگ اطلاع رسانی هسته ی علمی علوم سیاسی دانشگاه پیام نور خراسان جنوبی، مرکز بیرجند می باشد.

تاسیس مدرسه علوم سیاسی

پنجشنبه 9 دی 1389

نویسنده: حسین باغبانی | طبقه بندی:مقالات آموزشی، 

در سال ۱۳۰۶ شمسی ، طرح ادغام دو مدرسه عالی سیاسی و حقوق در یكدیگر ، به تصویب جلسه ۸۷ شورای عالی معارف كشور رسید و اساسنامه آن نیز در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۰۶ به تصویب شورای مذكور رسید و سرانجام در تاریخ شنبه ۲/۷/۱۳۰۶ مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی با سخنان محمد تدین رسما گشایش یافت .
در سال
۱۳۰۶ شمسی معلمان مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی عبارت بودنند از :

* تاسیس مدرسه علوم سیاسی و حقوق
در سال ۱۳۰۶ شمسی ، طرح ادغام دو مدرسه عالی سیاسی و حقوق در یكدیگر ، به تصویب جلسه ۸۷ شورای عالی معارف كشور رسید و اساسنامه آن نیز در تاریخ ۱۵/۶/۱۳۰۶ به تصویب شورای مذكور رسید و سرانجام در تاریخ شنبه ۲/۷/۱۳۰۶ مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی با سخنان محمد تدین رسما گشایش یافت .
در سال ۱۳۰۶ شمسی معلمان مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی عبارت بودنند از :
سید مصطفی عدل منصول السلطنه ( اصول محاكمات حقوقی ) ، مترجم الممالك قریب ( تقریر علم ثروت اقتصاد و حقوق اساسی ) ، میر سید محمد فاطمی قمی ) ثبت اسناد و املاك ) ، دكتر عیسی صدیق ( اصول تشكیلات معارفی ایران و ممالك معظم و تقریر تاریخ سیاسی ) ، محمد مظاهر صدیق حضرت ( تشكیلات اداری ایران و قوانین استخدام و حقوق اساسی ایران ) ، میرزا جواد خان عامری ( تقریر حقوق مدنی ) ، میرزا علی آقا هیئت ( منطق ) ، میرزا ابوالقاسم خان فروهر ( سجل احوال و احصائیه یعنی آمارگیری ) ، سید اسدالله مدرس قمی ( فقه ) ، موسیو هس ( ثروت و مالیه و حقوق تجارتی و اقتصاد روستایی ) و موسیو فراشون ( سیاست خارجی و حقوق بین الملل عمومی و جغرافیای اقتصادی(
مدرسه عالی حقوق و علوم سیاسی ، دارای دو شعبه علوم قضائی و علوم اداری بود . برای حضور در مدرسه داشتن تصدیق كامل رشته ادبی و یا تصدیق كامل مدرسه دارالمعلمین لازم بوده است . دارندگان تصدیق دوره متوسطه علمی نیز حسب شرایطی حق ورود به مدرسه را داشتند . از طرفی چون تعداد فارغ التحصیلان برای پوشش نیازهای عدلیه كافی نبوده است ، مرحوم علی اكبر داور ، موقتا كلاسهای آموزشی در عدلیه برقرار نمود . شرط ورود ، داشتن تصدیق نامه سیكل اول متوسطه و قبول شدن در امتحانات ورودی بوده است . دروس آن تقریبا همان دروس مدرسه عالی حقوق و تمام مدرسان آن از قضات عدلیه و برای داوطلبان شهرستانها جزوات درسی ارسال میشده ، كه نوعی آموزش از راه دور بوده است . البته سال آخر حضور در امتحانات ضروری بوده است . فارغ التحصیلان با رتبه یك قضائی ، به خدمت اشتغال میورزیدند . 

مدرسه ی علوم سیاسی که از کهن ترین تاسیسات آموزشی دوره نو به حساب می آید به شوند طبیعت خود از گسترش دهندگان اندیشه ی نو در ایران است.
مدرسه ی علوم سیاسی که در سال 1317 پایه گذاری شد مدرسه ای بوده «نو» و کاملا «فرنگی»... این مدرسه پس از بخش طب دارالفنون که به مدرسه ی طب قدیم نامی است دومین مدرسه ای است که در رشته ی تخصصی ایجاد شده است
(1).

میرزا نصرالله خان نائینی مشیرالدوله هنگامی که وزیر خارجه بود اراده می کند شماری دیپلمات آگاه به وضع جهان تربیت کند و آشفتگی حاکم بر روابط خارجی ایران را که به شوند وجود نمایندگان ناآگاه در خارج شدت یافته بود بزداید. نمایندگان ایران در خارج در آن هنگام «هر چند به آداب درباری و رسوم کشوری مملکت خود واقف بودند ولی از آداب و مقررات و اصول معمول در کشورهای اروپایی آگاهی نداشتند و این مساله به حق یکی از بزرگترین شوندهای زیانهای وارد بر ایران در طول دوره ی سلطنت قاجار بوده است.
(2)» «در آن هنگام کشور ما دستخوش رکود، انحطاط، سستی و ناتوانی شده بود و نمایندگی ایران در خارج نیز به دست مردان ناتوان و ناآگاه افتاده و منافع کشور در خارجه حفظ نمی شد. در برخی نقاط مانند روسیه، عثمانی، مصر و هندوستان نمایندگان ایران افتخاری بودند. گاهی این ماموریت مهم و دشوار که حیثیت و منافع دولت و ملت را شامل بود چون یک حقی به ارث از پدر به پسر انتقال می یافت.(3)»
در زمان ناصرالدین شاه که محصل به اروپا فرستاده می شود تنی چند به تحصیل در رشته ی حقوق بین الملل و علوم سیاسی می پردازند. از آن میان می توان نام برد: میرزا رضاخان گرانمایه پسر میرزا حسین سرابی، میرزا عبدالله پسر میرزا محمدخان صدیق الملک و میرزا زین العابدین کاشانی
(4). مردان دیگری نیز به هزینه ی خود فرزندانشان را به اروپا فرستادند که میرزا نصرالله خان نائینی از آن جمله است. یحیی دولت آبادی درباره ی مشیرالدوله و فکر پایه گذاری مدرسه ی سیاسی می نویسد: «میرزا نصرالله خان نائینی «مشیرالدوله» سه پسر قابل دارد و با این که خود ممالک خارجه را ندیده و از معلومات نو آگاهی ندارد از معاشرت با خارجی ها و از خدمت طولانی که در وزارت خارجه داشته به لزوم حسن تعلیم و تربیت اولاد خود پی برده دقیقه ای در انجام این وظیفه کوتاهی ننموده است. پسران مشیرالدوله همه نیکو تربیت یافته اند به ویژه میرزاحسن خان مشیرالملک. مشیرالملک پس از ورود به تهران و آگاه شدن از تربیت معارف به خیال می افتد مدرسه ای برای علوم سیاسی برپا کند. نیکویی های این کار را به پدرش خاطرنشان نموده افزون بر این او را ترغیب می نماید که در کلیه کارهای معارف یاری و اقدام جدی بنماید. مشیرالدوله یکی به واسطه ی آنکه میرزاحسن خان مشیرالدوله وزیرخارجه پیش از او به معارف پروری ستوده می شده و دیگر به واسطه ی تشویق و ترغیبی که از فرزند خود می شود و به او دلبستگی بسیار دارد خود را دخیل کار معارف نموده به سببِ امر شفاهی پادشاه به دخالت خود در این کار رسمیت می دهد.(5)»

عبدالله مستوفی در همین مورد می نویسد: «مشیرالدوله در وقتی که مصباح الملک و رئیس اداره ی روس بود، سه پسر خود، حسن، حسین و علی را برای تحصیل به اروپا فرستاده بود. علی پسر زیبا و برازنده ی او در اروپا مسلول و بدرود زندگی گفت. ولی حسن در بخش حقوق دارالفنون مسکو و حسین در مدرسه ی پلی تکنیک فرانسه مشغول به تحصیل می شوند. (کار در) وزارت امور خارجه مشیرالدوله مصادف با وقتی بود که میرزاحسن خان پسر ارشدش مدرسه ی حقوق را تمام کرده به سمت وابسته وارد سفارت ایران در پطرزبورغ(سن پترزبورگ) شده بود. چون وجود میرزاحسن خان در تهران و یاری با پدر بیشتر از اقامت در پطرزبورغ نافع بود، او را به تهران خواست و لقب سابق خودش، یعنی مشیرالملک، لقب او گشت... مشیرالملک با داشتن سمت ریاست کابینه ی وزارت خارجه، منشی ویژه صدراعظم هم شد. ناچار نظر این جوان تحصیل کرده به وزارت خارجه و اداره کردن آن متوجه گشت و دانست که کار از ریشه خراب است و تا مبنای علمی برای اعضای وزارت خارجه دست و پا نشود، هر چه بکند نقش بر آن خواهد بود. از سویی دیگر حالا که بازگشایی آموزشگاه ها باز شده و شاه و صدراعظم از آن جلوگیری ندارند چه از این بهتر که مدرسه ای هم که در آن علوم عالیه ی سیاسی تدریس شود برپا نماید و کار معارف و فرهنگ اساسی کشور را پیشرفتی بدهند. پسر و پدر در نزد صدراعظم و شاه محسنات این اقدام را جلوه گر ساخته فرمانی صادر کنند.

 

پاسخ : نخستین مدرسه علوم سیاسی در ایران

علی اکبر سیاسی در خاطرات خود می نویسد: «مدرسه سیاسی را -که بعدها مدرسه علوم سیاسی خوانده شد- میرزا حسن خان مشیرالدوله برپا کرده بود بدین منظور که برای وزارت امور خارجه ایران اعضای تحصیل کرده و آشنا به علوم سیاسی تربیت کند.(1)» همان گونه که آمد پیش از این ایران در برخی از کشورها مانند روسیه، عثمانی، مصر و هندوستان دارای نمایندگان افتخاری بود که گاهی این ماموریت را از پدر به ارث برده بودند. پافشاری میرزاحسن خان مشیرالدوله و گرایش پدر در نزد شاه و صدراعظم و یادآور شدن نیکی های برپایی مدرسه ی علوم سیاسی سبب شد که مظفرالدین شاه فرمانی برای برپایی مدرسه علوم سیاسی صادر کند.(2) مدرسه ی علوم سیاسی در تاریخ پانزدهم شعبان 1317 هجری مهی(قمری)(16 آذر 1278 خورشیدی) گشایش یافت و از اداره های وزرات امور خارجه به حساب می آمد. در آغاز، سالانه چهار هزار تومان برای هزینه های این مدرسه از تفاوت عمل معدن فیروزه خراسان اختصاص داده شد(3) و در همان حال میرزا حسن خان برنامه ای برای آن تنظیم کرد. سپس بودجه ی مدرسه از محل عواید به دست آمده از صدور تذکره که درآمد ثابت و مستمری بود تامین می گشت که تا آغاز مشروطیت ادامه داشت(4).
برای روز بازگشایی مشیرالدوله وزیر امور خارجه شماری را دعوت کرد تا در مراسم گشایش شرکت بجویند. مدرسه در آغاز با گفته های میرزاحسن خان مشیرالملک آغاز به کار کرد. عبدالله مستوفی در این باره می نویسد: «دانشجویان هم در سرجاهای خود به ترتیب ورود روی نیمکتها نشستند. البته چون من در آغاز وارد شده بودم، جای احترام کلاس مال من بود. در ساعت مقرر دعوت شدگان به تالار کلاس آمدند. مشیرالملک با جزوه ای که پیشتر از پیشگفتار حقوق بین الملل نوشته بود و در دست داشت بر بالای منبر جایگاه معلم برآمده به طور مقدمه شرحی در تعریف حقوق و جنس و فصل آن برای شاگردان بیان کرد. پس از پایان گفته های او باشندگان(حاضران) دست فراوانی زدند. مشیرالملک از بالای منبر گفت یکی از آقایان دانشجو گفته هایی را که گفتم تکرار کند. قوام الوزاره که پهلوی تخته سیاه ایستاده و ناظم مدرسه معین شده بود، نام مرا برد. باید اعتراف کنم که اگر موضوع جنس و فصل و کلیات نبود مسلما از تکرار گفته های ایشان عاجز می ماندم. ولی چون جنس و فصل کردن قضایا را در تعریفات علوم عربیت خیلی خوانده و گفته بودم، همین قدر که کلیات گفته های ایشان را در نظر آوردم توانستم چیزهایی که پرنامربوط نبود بهم ببافم. سرانجام آقایان به تالار خودشان برگشتند، برای ما هم چای آوردند، صرف کرده متفرق شدیم. در موقع بیرون آمدن قوام الوزاره به کلاس آمده و ساعت نخست درس فردا را معین و توصیه نمود که نیم ساعت پیش از وقت همگی حاضر باشیم
(5).

نخستین محل مدرسه در خیابان ادیب روبروی منزل ارباب جمشید از خانه های نصرالله خان سپهسالاری بود. مستوفی می نویسد: «در سال پایانی چهار کلاس داشتیم. محل مدرسه خرابی پیدا کرد و مدرسه به خانه ای در خیابان برق نزدیک بانک شاهی منتقل شد و ما در این محل فارغ التحصیل شدیم. این خانه نزدیک بانک شاهنشاهی و خانه ی بیگلربیگی نامدار و منزل گسترده ای بود که گنجایش چهار کلاس مدرسه و سایر لوازم را داشت و تا چندین سال پس از آن هم که مدرسه محل ملکی نداشت در همین خانه ماند.
(6)»
علی اکبر سیاسی در خاطرات خود می نویسد مدرسه ی سیاسی از هنگامی که او پذیرفته می شود در عرض سه سال سه بار جایگاهش تغییر می کند. در هنگام ورود به این مدرسه به یاد می آورد که «محل این مدرسه در آن زمان عمارت بزرگی بود در آغاز خیابان لاله زار نزدیک میدان توپخانه. اتاقهای پرشمار داشت با تالاری بزرگ که دارای پنجره های پهن و دراز و شیشه های رنگارنگ معروف به «ارسی» بود. شاید به این مناسبت که از روسیه آمده یا برگرفته شده بود.
(7)» سپس می افزاید که «سال دوم به عمارتی واقع در خیابان علاالدوله(فردوسی) منتقل شد و سال سوم به خیابان چراغ برق(امیرکبیر) رفت.(8)»
هنگامی که عبدالحسین شیبانی (وحیدالملک) به ریاست مدرسه برگزیده می شود موافقت مشیرالدوله(نخست وزیر) و مستر شینلر اتریشی مستشار مالی و رئیس خزانه داری کل ایران و مستشارالسلطنه قدیمی، امور خارجه را به دست می آورد که دولت هشت هزار تومان به اولیای مدرسه برای خرید یک جای همیشگی یاری کند و بقیه ی پول را از شهریه و اعانه ی اولیای دانش آموزان فراهم آورند. سرانجام مدرسه با گردآوری پانزده هزار تومان دارای ساختمان همیشگی می شود که در کوچه ی امین السلطان بین خیابان فردوسی و لاله زار قرار داشت
.

داوطلبان مدرسه ی علوم سیاسی برخی شاگردان مدرسه های دارالفنون، علمیه، افتتاحیه و خرد و برخی هم از درس خوانده های خانه و مدرسه های آخوندی بودند. دکتر علی اکبر سیاسی می نویسد: «در آن زمان تنها مدرسه های نویی که کلاسهای متوسطه کامل و فوق متوسطه داشتند، منحصر بودند به مدرسه دارالفنون سابق و مدرسه ی سیاسی سابق(1).» مدرسه ی سیاسی در تهران موقعیت ممتازی داشت و «در آن وقت از بهترین مدرسه های پایتخت به شمار می رفت.(2)» عبدالله مستوفی شماری از داوطلبان دوره ی اول را به یاد می آورد: «میرزا باقرخان، میرزا تقی خان عظیمی، میرزا محمد علی خان احتشام همایون پسر معین الدوله، داودخان پسر عماد نظام برادرزاده ی سهام الدوله(جلیلوند)، میرزا علی اکبرخان پسر خان باباخان قزوینی(آقای علی اکبر دهخدا)، میرزا اسدالله خان(بهنام) و از همه جوانتر میرزا جعفرخان(پاک نظر) که پانزده شانزده سال بیش نداشت و چند نفر دیگر. بعدها خواهرزاده ام صادق اعتلاء و محمود ثقفی برادر اعلم الدوله و میرزا اسحاق خان رهبر و میرزا علی محمدخان اویسی و سیف الله خان پسر سردار معتضد و چند نفر دیگر هم بر این جمله افزوده شدند.(3)»
... مدرسه در آغاز یک کلاس بیشتر نداشت. کلاسهای بالاتر در سالهای پس تر به مدرسه افزوده گشت. آموزگاران و درسهای دوره ی نخست عبارت بودند از: میرزا حبیب الله(فقه)، اردشیرجی که پارسیان هند سرپرستی زرتشتیان ایران را به او سپرده بودند(تاریخ)، میرزا عبدالرزاق خان(جغرافیا)، دکتر مرل(فرانسه) و مشیرالملک(حقوق بین الملل)
(4).
ماجرای تعیین درس فقه به عنوان یکی از مواد درسی از این قرار است: «برای اینکه شاگردان مدرسه به کلی از حقوق اسلام عاری نباشند میرزا حسن خان مشیرالملک درس فقه را هم یکی از مواد تحصیلی قرار داد ولی علمای وقت...که فراگرفتن فقه را در صلاحیت طلاب علوم دینی می دانستند هیچکدام تدریس فقه را در آن مدرسه نپذیرفتند. میرزا حسن خان از پای ننشست... و به مخالفین گفت هدفم از این کار تربیت فقیه نیست بلکه می خواهم این جوانان را با اصول فقه اسلامی آشنا سازم تا وقتی که به ممالک کفر! رفتند از راه به در نروند... و به این وسیله توفیق یافت و میرزا حبیب الله نامی که مرد مقدسی بود به تدریس فقه در مدرسه ی سیاسی مامور گردید.
(5)» شاید مشیرالدوله می خواسته در مدرسه ای که به قول آن روزگار «علوم فرنگی» را ترویج می داده و یک عده «فوکلی»(6) در آن درس می آموخته اند با وارد کردن درس فقه در میان درسهای مدرسه از نظر مساعد علمای وقت برخوردار گردد و با چنین مدرسه ای مخالفت نشود ولی شاید نمی دانسته که همین امر می تواند مخالفت ایشان را به بار آورد....
در سال 1319 مهی(قمری) که مشیرالملک به فرنگ رفت اوهانس خان عمادالوزاره رئیس دارالترجمه ی وزارت خارجه به جای او به ریاست مدرسه منصوب گردید. در همین سال به اصطلاح اتاق(=کلاس) دوم هم دایر شد. تغییرات تا سال 1321 مهی که نخستین امتحان نهایی به عمل آمد بیشتر در حوزه ی معلمان تاریخ به چشم می خورد. اردشیرجی معلم تاریخ به اروپا سفر می کند. عمادالوزاره و عبدالحسین خان میرپنج به جای وی در کلاسهای یکم و دوم به تدریس تاریخ می پردازند. در سال 1320 که کلاس سوم تاسیس شد میرزا محمدحسن خان فروغی معلم ادبیات می شود. درس تاریخ یونان به عهده ی محبعلی خان گذاشته می شود و پس از فوت وی صدیق حضرت، نصرالله خان ناظم و عبدالحسین خان میرپنج به تدریس تاریخ مشغول می شوند
(7).

در سال 1321 که نخستین امتحان نهایی به عمل می آید هفت نفر دوره ی چهارساله ی مدرسه را به پایان می رسانند و دیپلم دریافت می کنند. میرزا عبدالله خان مستوفی شاگرد نخست نخستین دوره می شود.
در سال 1323 حسین پیرنیا(موتمن الملک) به ریاست مدرسه می رسد و معاونت مدرسه همچنان در دست محقق الدوله است. مستوفی می نویسد: «ریاست مدرسه در آغاز با مشیرالملک بود. پس از او میرزا حسین خان برادرش که از پطرزبورغ(سن پتربزبورگ) به طهران(تهران) آمده و کارهای برادر را در مرکز به عهده گرفته بود ریاست مدرسه را هم عهده دار شد. قوام الوزاره که در آغاز ناظم و سپس مدیر مدرسه بود به لقب محقق الدوله تغییر نام داد.
(8)» در نخستین سال مشروطیت محقق الدوله به وکالت مجلس انتخاب می شود و میرزا علی اکبر خان کارگزار گیلان به جای وی به معاونت مدرسه منصوب می گردد. پس از اندک زمانی وی در می گذرد و میرزا حسین خان ذکاءالملک مدیر داخلی می شود(9). چون کلاسها زیاد شده بود فاضل خلخالی برخی شعب فقه و اصول و محمدعلی فروغی ذکاءالملک بخشی از تاریخ را تدریس می کنند.
محمدعلی فروغی در واقع از آغاز با مدرسه همکاری داشته است و ترجمه های او از آغاز در شمار مواد درسی بوده است. مستوفی می نویسد: «آن روز و چندین روز پس از آن درس تاریخ ما به کنفرانسی که معلم از کلیات تاریخ می داد منحصر می گشت تا جزوه های تاریخ ملتهای قدیمه ی مشرق که میرزا محمدعلی خان پسر ذکاءالملک فروغی ترجمه می کرد از چاپ درآمد و از روی آن تاریخ مصر را آغاز کردیم
.

... در سال 1325 محمدعلی فروغی ذکاءالملک به ریاست مدرسه منصوب می شود. فروغی پیش از آنکه ریاست مدرسه را به عهده بگیرد به تدریس تاریخ می پردازد...
در این دوره تدریس علم ثروت(اقتصاد) به عهده ی موتمن الملک بود. بدین ترتیب به نظر فروغی «نخستین باری که در این کشور علم حقوق بین الملل تدریس شد توسط مرحوم مشیرالدوله ی اخیر بود و نخستین باری که علم ثروت به توسط یک معلم ایرانی تدریس شد آقای موتمن الملک بودند و نخستین نسکی(کتابی) هم که در علم ثروت به زبان فارسی نوشته شد آن است که من برای دانش آموزان همین آموزشگاه از فرانسه ترجمه کردم و خبر هم ندارم که این نخستین کتاب، دومی هم پیدا کرده باشد.
(1)» به یاد داشته باشیم که این خطابه که در دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی ایراد شده است در سال 1315 خورشیدی به چاپ رسیده است و تا آن هنگام کتاب فروغی هنوز تنها کتاب درسی به شمار می رفته است. محبوبی اردکانی که می نویسد کتاب ثروت را حسین پیرنیا از فرانسه به فارسی ترجمه کرده گویا اشتباه است(2).

در سال 1325 محمدعلی فروغی ذکاءالملک به ریاست مدرسه منصوب می شود. در این دوره همان سان که آمد کتابهایی برای تدریس تهیه می شود و رساله ی «حقوق اساسی» از آن جمله می باشد. معلمان مدرسه و درسهایشان در این دوره چنین است: صدیق حضرت(حقوق و دفترداری)، فاضل(فقه)، بدایع نگار(ادبیات)، دکتر مرل(فرانسه ی دوره ی عالی)، دکتر نصرالله خان(فرانسه ی دوره ی متوسطه)، میرزا عبدالرزاق خان(ریاضی)، میرزا ابوالحسن خان(جغرافیا)، اعتمادالاسلام(فقه و اصول)، سید ابوالقاسم خان(تاریخ)، مسیو ویزیور(فرانسه پس از مرگ دکتر مرل)
(3). در این دوره شش نفر فارغ التحصیل شدند ولی به شوند انقلاب مشروطیت دیپلمها در سال پسین(بعد) به دانش آموزان داده شد. در این موقع در اتاق(= کلاس) پنجم شاگرد پذیرفته نشد و دوره ی مدرسه همچنان چهار سال بود.
دکتر ولی الله نصر در یکم شوال 1327 به ریاست مدرسه انتخاب می شود. تدریس حقوق اساسی و تاریخ نو به منصورالسلطنه سپرده شد. تدریس درسهای دیگر از این قرار بود: عباسقلی خان مترجم الممالک(فرانسه)، شمس العلما(ادبیات)، میرزا عبدالعظیم خان گرکانی( فارسی)، شیخ مهدی(منطق). تدریس علم ثروت به عهده ی میرزا محمدعلی فروغی ذکاءالملک بود. پس از آنکه مترجم الممالک کناره گیری(استعفا) کرد تدریس زبان فرانسه را فضل الله خان به عهده گرفت. نظامت مدرسه با ادیب السلطنه بود. در این دوره هفت نفر فارغ التحصیل می شوند. در سال 1328 چند نفر دیگر به معلمان مدرسه افزوده میشود: رجبعلی خان(بخشی از تاریخ)، میرزا هشام خان(جغرافیا)، سید علی خان(فرانسه و طبیعیات)، میرزا عبدالله خان(حقوق اساسی)
(4)
. در این سال که دوره ی هفتم بوده است و در دوره ی بعد که دوره هشتم می باشد هیچ کس برای دادن امتحان نهایی حاضر نمی شود. از این دوره مدرسه دارای پنج اتاق(= کلاس) می شود.
دوره ی مدرسه ی سیاسی در آغاز چهار سال بود. خویشکاری(وظیفه) این مدرسه همچنان که آمد تربیت عضو برای وزارت امور خارجه بود. فروغی می گوید: «مدت تحصیل این آموزشگاه را چهار سال قرار دادند و مواد تحصیلی عبارت بود از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی و زبان فرانسه و فقه و حقوق بین الملل عمومی. پس چنان که می بینید آموزشگاه علوم سیاسی هم کار شعبه ادبی دبیرستان را می کرد هم کار دانشکده را چون که هنوز دبیرستانها به جایی نرسیده بودند که محصلین برای تحصیلات عالی تهیه نمایند و این آموزشگاه هر چند برای علوم سیاسی بود ولی علوم مزبور بدون تاریخ و جغرافیا فهمیده نمی شود. زبان فرانسه هم که برای اعضای وزارت خارجه نیاز است. ادبیات فارسی هم که برای همه کس نیاز بود به ویژه که کم کم احساس می شد که شناخت به ادبیات در کشور ما رو به نابودی می رود. این بود که در آموزشگاه علوم سیاسی این درسهای مقدماتی را هم ناچار بودند بدهند. از علوم سیاسی به فقه و حقوق بین الملل عمومی اکتفا کردند چون نخست اینکه در چهار سال بیش از این کاری نمی شد بکنند و بیش از چهار سال هم نمی خواستند دانش آموزان را نگاه بدارند. دوم اینکه از شاخه های گوناگون علوم حقوق و سیاسی اگر می خواستند درس بدهند چند شاخه را می بایست اختیار کنند در صورتیکه کشور در واقع قانون نداشت قوانین اروپا را هم به ایرانیان آموختن بی ثمر بود.
(5)» چنانکه می بینیم چون داوطلبان زمینه های لازم را برای آموزش عالی نداشتند و مدرسه های ملی جدید نیز که قرار بود دانش آموزان را برای ورود به این مدرسه تربیت کنند نارسا بودند، در نتیجه «وزارت امور خارجه با نظر مشیرالدوله، پایه گذار مدرسه از شرایط ورودی مقداری کاست و بر شمار سالهای آموزش مدرسه یک سال افزود و مدتی این مدرسه پنج کلاسی بود.(6)»
بدین ترتیب دانش آموزان در دوره ی نخست دانشهای مقدماتی را می آموختند و تکمیل می کردند و در دوره ی دوم معلومات سیاسی و حقوقی و اداری را فرامی گرفتند...
دانش آموز برای این که بتواند وارد دوره ی دوم بشود می بایست کارنامه قبولی دوره ی نخست را دریافت کند. کمینه(حداقل) نمره ی قبولی دوازده بود و کمتر از آن مردود به حساب می آمد. اگر وزارت خارجه می پذیرفت مردود می توانست به کلاس بالاتر برود و مشغول تحصیل شود به شرط آنکه در پایان سال امتحان کلاس پایین تر را هم بدهد. چنانچه این بار نیز دانش آموز از عهده برنمی آمد از مدرسه اخراج میشد. در مورد بالا رفتن مردودشدگان به کلاس بالاتر دو حکم مشابه صادر شده است. یکی در سال 1328 در زمان وزارت خارجه ی حسینقلی خان نواب و یکی در سال 1329 در زمان وزارت حسن وثوق
(7).
کسی می توانست در امتحان شفاهی شرکت کند که با معدل دوازده قبول شده باشد، با نداشتن نمره ی صفر. امتحان کتبی بدین ترتیب بوده که معلم شش پرسش می نوشته و برپایه نظر رئیس مدرسه دو پرسش از میان آنها برای امتحان گزینش می شده است. شاگردان دو ساعت و نیم یا سه ساعت وقت داشته اندکه به پرسش ها پاسخ دهند. برگهای امتحانی ویژه بود و داوطلب نمی بایست آنها را امضا کند. در ضمن هر شاگرد می توانسته در یک سال تحصیلی دو کلاس را بخواند و امتحان بدهد.
...پس از دکتر ولی الله خان نصر، عبدالحسین شیبانی (وحیدالملک) به ریاست مدرسه برگزیده می شود. در همین دوره است که با تلاش بسیار جای همیشگی برای مدرسه خریداری می شود.
پس از شیبانی، دکتر پرتواعظم(حکیم اعظم) در زمان وزارت معارف وحیدالملک به ریاست مدرسه می رسد و تا پایان 1339 هجری مهی در این مقام می ماند. پس از او علی اکبر دهخدا که خود از نخستین شاگردان مدرسه ی علوم سیاسی بود رئیس مدرسه شد و تا برپایی دانشگاه و اندکی پس از آن(25 آذر 1320) ریاست را در اختیار داشت
(8).
در اسفند 1305 خورشیدی به موجب تصویب نامه ای مدرسه ی علوم سیاسی از وزارت امور خارجه جدا و به وزارت معارف پیوست. سپس با مدرسه ی حقوق درهم آمیخت و مدرسه ی حقوق به آن افزوده شد و در نتیجه مدرسه ی حقوق و علوم سیاسی برپا گشت و تدین در 1306 دهخدا را به ریاست این مدرسه ترکیبی برگماشت...
در خردادماه سال 1313 خورشیدی که دانشگاه تهران ایجاد می شود بیشتر مدرسه های عالی آن زمان مانند دارالمعلمین عالی، مدرسه ی حقوق و علوم سیاسی و مدرسه ی عالی طب در دانشگاه یکی می شوند. در واقع حیات مستقل مدرسه سیاسی هنگامی که با مدرسه ی حقوق درهم می آمیزد پایان می گیرد و با یکی شدن در دانشگاه هویت پیشین را از دست می دهد و به شکلی دیگر تدوام می یابد.
با تشکر :  غیرتی

 

 

نظرات() 
Guy
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:09
Hey there! Do you know if they make any plugins to
safeguard against hackers? I'm kinda paranoid about losing everything I've worked hard on.
Any suggestions?
BHW
جمعه 1 اردیبهشت 1396 03:05
Hi, I do believe this is an excellent blog. I stumbledupon it
;) I will come back yet again since I bookmarked it.

Money and freedom is the best way to change, may you be rich and continue to guide others.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :